أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

355

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

او توانست بلاد را تحت كنترل درآورد و علل و اسباب فساد را از ميان ببرد . وى دريافت كه بخشى از عوامل ناامنى در ميان همين عموزادگانش از ميان اشراف است . بنابراين چنان تدارك ديد تا در موسم حج جديد شرايط خوبى را پديد آورد تا پيش از موسم حج امنيت به اين بلاد باز گردد . به همين جهت يك حملهء تأديبى را بر ضد آنان در وادى فاطمه در جايى به نام زباره تدارك ديد . اين ماجرا در پنجم شوال رخ داد . حمله موفقيت‌آميز بود و طى آن چهل نفر از اشراف كشته شدند . « 1 » پس از آن بود كه امنيت و آرامش به مكه بازگشت و تجارى كه از ناامنى و آشوب فرار كرده بودند توانستند به مكه باز گردند . در اين وقت ، يكى از پادشاهان اسلام ، خيمه‌اى به مسجد الحرام اهدا كرد تا آن را در مسجد نصب كنند تا نمازگزاران در نزديكى خطيب زير آن نماز جمعه بگزارند و از حرارت خورشيد در امان باشند . حسن پذيرفت و آن را در مسجد نصب كرد ، جز آن كه خود نمازگزاران با آن مخالفت كرده ، بندهاى آن را پاره كردند . چيزى نگذشت كه جمع شد . « 2 » در همين دوره بود كه امير مدينه ثابت بن نصير « 3 » درگذشت . حسن يكى از برادران او را كه نامش عجلان بن نصير بود ، دعوت كرد تا به مكه بيايد . وقتى آمد ، حكومت مدينه را به وى سپرد ، اما پيش از آن كه از مكه بيرون برود ، خبر آمد كه جمناز بن هبه در مدينه شورش كرده و پردهء در حجرهء نبوى و انبارهاى مسجد را با همهء هداياى نفيس و اموال زيادى كه در آن بوده تصرّف كرده و بسا خواسته است با آن اموال شورش خود را تقويت كند . شگفتى من از هيچ چيزى بيشتر اين نيست كه كسى چيزى را به مسجد هديه مىكند

--> ( 1 ) . اتحاف فضلاء الزمن ، خطى . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 37 . ( 3 ) . استاد محقق حمد جاسر ، نام درست او را ثابت بن نغير مىداند ، اما من در منابع موجود جز نام « نصير » چيزى نيافتم . زامباور در كتاب معجم الأنساب و الأسر الحاكمه يكى از امراى مدينه را نعير بن منصور مىداند .